نوشته های یک روح متحول
مدتیه حس می کنم اوضاع عوض شده، مثل قبل نیست . نمی دونم خوبه یا بد، قراره به چه وضعیتی منتهی بشه؟ اما من قراره بند های وابستگی رو جدا کنم، احساس بدی دارم...

خدا کنه اتفاق نیفته، خدا کنه...

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۶ساعت ۰:۳ قبل از ظهر  توسط سمانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
عقل نوشته
دل نوشته
شعر و متن نوشته دیگران
پیوندها
طنزها
مرد سکوت
باران خدا
وبلاگ دوست مهربون من...یک جراح!
تنهایی های من
زیر آسمان سوئد
جملات حکیمانه بسیار زیبا
اینترنت و کامپیوتر
همشاگردی
راز بارون
شب شعر
هذيون هاي ...واقعي
سکوت کامل (دیوانه)
لالات
مرد سکوت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM